فاش می گوید
 

 

نفرین به شنبه ها.

نفرین به ش...ب... ها.

نفرین به شب هایی که تو نیستی!

 

بعدا نوشت: به مناسبت شب قدر ترجیح دادم پست قدیمی وبلاگ قبلی رو در فاشیست ۲ بذارم تا حرف تازه ای بزنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 0:17  توسط فاشیست  | 

 

 

معشوق من در گیومه ای زندگی می کند که او را از همه ی دنیا ممتاز می کند. گفتم ممتاز و نه جدا. که جهانی شیفته ی مهر و دانش اوست. این گیومه او را محصور نه که منحصر به فرد می کند تا مخاطب خاص شعرهای من باشد. معشوق من اما تمام عاشقانه هایم را از آن خود کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 15:30  توسط فاشیست  | 

 

 

گوشی را بردار عزیزم

با تو

هزاران حرف درگوشی دارم!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 10:5  توسط فاشیست  | 

 

 

مارک ریملم خوب است

اشک هایم که می ریزند

روسیاه نمی شوم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:25  توسط فاشیست  | 

 

 

رفتن

عاشق رفتنم

آن لحظه که در آغوش می گیرمت

و خود را در تو

جا می گذارم ...

 

پ.ن: تقدیم به "تو"!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ساعت 9:23  توسط فاشیست  |