|
فاش می گوید
|
نفرین به شنبه ها.
نفرین به ش...ب... ها.
نفرین به شب هایی که تو نیستی!
بعدا نوشت: به مناسبت شب قدر ترجیح دادم پست قدیمی وبلاگ قبلی رو در فاشیست ۲ بذارم تا حرف تازه ای بزنم.
معشوق من در گیومه ای زندگی می کند که او را از همه ی دنیا ممتاز می کند. گفتم ممتاز و نه جدا. که جهانی شیفته ی مهر و دانش اوست. این گیومه او را محصور نه که منحصر به فرد می کند تا مخاطب خاص شعرهای من باشد. معشوق من اما تمام عاشقانه هایم را از آن خود کرده است.
گوشی را بردار عزیزم
با تو
هزاران حرف درگوشی دارم!
مارک ریملم خوب است
اشک هایم که می ریزند
روسیاه نمی شوم.
رفتن
عاشق رفتنم
آن لحظه که در آغوش می گیرمت
و خود را در تو
جا می گذارم ...
پ.ن: تقدیم به "تو"!