فاش می گوید
 

 

 

تنها مشتی گل بودم. چون جامی در میان نوازش دستانت شکل گرفتم و با آخرین فوت به من جان دادی. سپس از من نوشیدی.

دیری ست این جام عاشق لب از لب تو برنمی دارد.

 

سایه نوشت: ای عشق همه بهانه از توست.

پ.ن: سایه ی سایه بر سر شعر مستدام باد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:27  توسط فاشیست  |