فاش می گوید
 

 

پتویت را پس می زنی

خورشید جا به جا می شود

و روز

از ورای بازوان تو

آغاز می شود!

 

پ.ن1 : امتحان سختی بود. برای بار چندم رد شدی.

پ.ن2: زفتنت مرگ تو نبود. مرگ ما بود. و نشان دادی که بزرگی در تواضع است. و تو چقدر بزرگ بودی! دلم برایت تنگ شده و این اشک ها مرهم ناچیز و بی فایده ایست.

 

بعدا نوشت: از همه دوستان عذر می خوام بابت نبودن هام. نوشته هاتونو می خونم اما واقعا حال و هوام طوری نیست که بتونم کامنت بذارم. فاشیست رو ببخشید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:2  توسط فاشیست  |