هر روز تیرگی این شبها را در موهایم پنهان می کنم و گره می زنم در روسری ام و به خیابان می روم.
از سهم امیدواری هایم خورشید را به سینه ی آسمان می چسبانم و لبخند می زنم به صبحی که با درود و دیدار تو زیباست!
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 11:54 توسط فاشیست