فاش می گوید
 

دوری ات ملولم نمی کند

که تو نزدیکتری به من

از هرآنچه می پنداشتم نزدیک است و نبود

و چه بسیار لحظه هایی

که گونه هایم سرخ می شوند

و لب هایم آتش می گیرند

از بوسه های تو!

 

تو را در پس کوچه ها نیافتم

که تو در میان کلمات بودی و من تو را سرودم

و به عاشقانه ترین آوازی که نمی شناختم

خواندمت

 

و حالا تو آن درختی

که بر آن

یادگاری نخواهم نوشت

در قلب آن برای خود

آشیان خواهم ساخت!

 

 

پ.ن: به بهانه ی روز جهانی وبلاگ:

وبلاگ نویسی رو از اسفند ۱۳۸۷ شروع کردم. قطعا با وبلاگی غیر از این که الان تمام مطالبش حذف شده. آنجا دوستان خیلی خوبی پیدا کردم که از میان آنها نام عزیزترین ها در پیوندهایم موجود است.  البته تعداد کمی هم هستند که وبلاگی ندارند ولی همیشه به من و وبلاگم لطف داشته اند. با نقل مکان به اینجا دوستی ما ادامه یافت و دوستان دیگری نیز یافتم. همه را دوست دارم حتی آن هایی که هنوز در پیوندهایم نیستند. و از همه بابت لطف و محبتشان تشکر می کنم.

اولین دوست وبلاگی من داریوش عزیز بودند که همچنان هم به من لطف دارند.

وبلاگ های بسیار خوبی هم هستند که خواننده ی خاموش آن ها هستم و تحسینشان می کنم.

به همه ی دوستان دست مریزاد میگم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 21:52  توسط فاشیست  |