|
فاش می گوید
|
دوری تو را عزیز مصرم کرد.
نزدیک که شدی چنان بر تن رنجورم خود را پوشاندی که جانی تازه یافتم.
حالا که می روی عطرت توتیای چشم من است تا روزی که دوباره بازگردی.
بعدا نوشت: دوستان تاخیر من و در تایید کامنت ببخشید. مدتی مسافرت بودم و از همه ی دوستانی که در این مدت با محبتشون منو شرمنده کردن تشکر می کنم. ببخشید که خستگی اجازه نمی ده به تک نک کامنت ها جواب بدم.