این روزها که تمام می شوم تا با تو آغاز شوم و در انتظارم تا دیدار تو رنگ بهار به خزان من بزند، چه سرشارم از شوق، از دلهره. و دستانم بی تابانه می لرزند و باز می مانند از نوشتن ....
وقت است که بیایی ...
نوستالژی نوشت: همشاگردی سلام!
+
نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ساعت 12:22 توسط فاشیست
|