|
فاش می گوید
|
شب باشکوهی ست و در میانه ی خیابان زنجیری از نور بر گردن آسمان می درخشد. زنجیر را آنقدر دنبال می کنم تا آن سمت ناپیدایش را بیابم و از آنجا به صورت آسمان برسم و تو را که نور چشم آسمان هستی در آغوش بگیرم ماه تمام من!
پ.ن۱: فصل من نیست. فصل گرم تابستان است. اما من تمام روزهایش را از آن خود می کنم.![]()
پ.ن۲: غم را نمی بخشم اگر بر دل تو بنشیند.![]()