|
فاش می گوید
|
این بار فاش کردن دلچسب و عاشقانه ای نیست:
می خواستم از سیزده بدر دوم امسالم بگم. سیزدهی که امتحانام تموم شد و راحت شدم. کلماتم در ذهنم مردند.
می خواستم از رایتل بنویسم. متن خوبی بود باز هم یه بختک لعنتی افتاد رو ذهنم و هر چی می خواستم بنویسم فلج شد.
می خواستم از عشق بنویسم. دیدم اصلا عشق رو تو این دنیا راه ندادن.
اصلا می دونی چیه؟ خیلی چیزا می خواستم و نشد. اینم روش. خیلی چیزا نابود شد. ابهت وبلاگ فاشیست هم روش. بذار لااقل اینجا خودمو خالی کنم. نابودی دلم مگه کم بود؟ این هم روش....
باز هم حرف دارم که اونا هم تو بغضام خفه شدن. آخ نابودی کلماتم هم روش....