|
فاش می گوید
|
شب که چشم هایم خسته می شوند و میل بسته شدن دارند سرم را بر سینه ات می گذارم و می خوابم. صبح که بیدار می شوم نگاهت می کنم. می بوسمت و باز خط به خط تو را با چشمانم دنبال می کنم.
آه معاشقه ی من با کتاب چه لذت بی پایانی ست.
پ.ن: چقد این چند روز هر روز پشت هم پست گذاشتم!!!